شادی شکستن قلک پول

عادت داشت بعد از اینکه شیرینی را گاز میزند، آن را با دو انگشت روبروی صورت بگیردش و با دقت به خلل و فرج و طيف رنگي زرد تا قهوهاياش دقت کند. خصوصاً قسمت نارنجی رنگش. تمركز ميكرد روي رد دندانهايش روي شيريني، كه چه مرتب و منظم شيريني را برش دادهاند. نگاهش میرفت روی چين و چروكهايي كه خمير برداشته بود. برشتگيهاي قسمتهاي مختلفش را یک دل سیر تماشا میکرد.
بعد همانطور كه از طعم شیرینش لذت ميبرد، فكر كرد اين شرینیها به درد مهماني و جلوي مهمان نميخورند. بايد در ظرفشان را بست و بردشان توي خلوت. جایشان زیر تخت است. تا نصفه شبهای بهاری چهارزانو روی تخت بنشیند و با آداب خاصی درشان را آهسته باز کند، بویشان کند و آرام و آهسته آنها را در کام گیرد. اینطوری میتوانست راحت فاکی به ردیف مسواکهای چندسره اورال بیاش هم بگوید. آنقدر شیرینی بخورد تا بالاخره روزی برسد برود تمام دندانها را از نو بکارد. مثل شماره چشمانش.آن قدر سر عینک نزدن لجبازی میکند تا شمارهاش خوب بالا رود و دکتر مهربان حاضر به لیزیک شود.
امسال بهش آموخته شده بود كه داخل تمامي خميرها خامه بريزد تا هم خمیر پوک تر شود و هم طعمش زير زبان لطيف تر گردد و این شرینیها ..... به بهشت موعود رسيده بود. طعم پختگي ميداد. طعم برشتگي. طعمي كه وقتي رفت توي دهان تازه آغاز ميشود و بوی شبه تنوریاش ميرود پخش ميشود توي ريهها.انگار كه با كنده درخت پخته باشندش. حتي دانههاي پرتغال و نارنگياش را ميشمرد. خوب میدانست هر پرتغال چندتا دانه و چند بچه دانه دارد. بعدها رسيد به شمردن قاچهاي گوجه فرهنگي و هندوانه و تعداد دانههاي قهوهاي داخل سيب. سيب خوردنش هم اينگونه بود. آنقدر سيب را ميخورد فقط يك سرشاخه کوچک چوبی قهوهاي از آن باقی میماند.
نارنجي مهربان و روشن و خر و چاق و بخشنده و بيادعاست.از آن خریتهایی دارد كه از زيادي دانش و معرفت ناشي ميشوند.يك جور تنبلیت آخر هفتگی دارد. رنگ آفتاب. رنگ پابرهنه تنها راه رفتن روی شنهای ساحل. رنگ زوربای یونانی. یا رنگ آنهايي كه توي مهماني تك و تنها و سرخوش براي خودشان آن وسط بيخيال و بیقید دنيا و آخرت و ميرقصند. رنگ زنان چاق و شادمان آمریکای لاتین. پیرهن نخي دكلته راحت نارنجی و پوست شانه و دست آفتاب سوخته و موهاي شايد فرفري بلند و يك كلاه و صندل حصيري و تمام.
موقع سابیدن کف سالن موسم خانه تکانی، داشت میاندیشید قطعا يكي از دلايل سرشار شدن این روزهایش از دنيا رنگ نارنجيست. نارنجی رنگ مورد علاقهاش براي لباس و لاك و دكوري نبود به هيچ وجه نبود.اما اين رنگ امسال داشت كم كم بالا ميآمد و تصرفش ميكرد. مثل رنگ صورتی پارسال... موسم سابیدن کف سالن موعد خانه تکانی، گفت کاش امسال تا میتواند نارنجی باشد.اندکی خودخواهی رنگ زرد را داشته باشد اما سعی کند نارنجی باشد. موقع سابیدن کف سالن موسم خانه تکانی، تصمیم گرفت امسال خودش را ببخشد.